خاطرات طنز دفاع مقدس ۱

خاطرات طنز دفاع مقدس ۱

سلام.

با مجموعه خاطرات طنز دفاع مقدس خدمتتون هستیم.

هر چندوقت یکبار یه مطلب از این مجموعه رو میتونید توی سایت بخونید.

khaterat tanz 1

بسم الله الرحمن الرحیم…

توی عملیات بعد از اینکه قله ها را تصرف کردیم ، داخل سنگری شدیم که کمی استراحت کنیم. متوجه زنبوری شدیم که توی سنگر پرواز میکرد.

آن قدر که از زنبور می ترسیدیم ، از خمپاره و توپ نمی ترسیدیم !!!

چفیه هامان را در آوردیم و شروع کردیم تکان دادن توی هوا تا زنبور بیرون رفت.

کمی هم دنبالش رفتیم که برنگردد!!!

یک دفعه صدای سوت خمپاره و … سنگر رفت رو هوا.

از آن به بعد ارادت خاصی به زنبور ها پیدا کردیم….

 

 



ارسال دیدگاه

اطلاعیه ها

بیشتر بخوانید