کابالیسم که میگن…۳

کابالیسم که میگن…۳

طرح پرسش
می‏‏توان گفت که بدنۀ اصلی عرفان یهود اعتقاد به تجلیات دهگانه یعنی سفیروت است. اما این باور هیچگاه با تعالیم ارتدوکسی یهود موازی نبوده است.
77e6dkjlt6lezz35bbpv
اگر بپذیریم که سفیروت خود خداست و یا به عنوان تجلیاتی از ذات خدای کابالا صادر گردیده است، پس باید ذات خدا را مرکب بدانیم. آیا ان سوف در ذات خود دارای عناصر مذکر و مونث است؟ اگر این تجلیات در کابالا با عنوان صفات ان سوف نامیده می‏‏شوند، آیا صفات ان‏‏سوف، از خود او جدا هستند؟ چرا کابالا از یک سو معتقد است هیچ صفتی را نمی‏‏توان برای ان سوف متصور شد و از سویی دیگر، سفیروت را صفات خداوند می‏‏داند که از او صادر شده است. اگر ان سوف در ذات خود بی صفت است این ده صفت و تجلی چگونه از ذاتش صادر گشته است؟!
ه) شخینا نیمه مونث خداوند
یکی از مهم‏‏ترین اصول اعتقادیِ کابالا مفهوم شخینا است. البته این آموزه، قبل ازتصوف یهود، در متون دینی این قوم نیز به کار می‏‏رفت . شخینا در تلمود به معنای حضور دائمی خداوند و یا آرامش بیان گردیده است. به اعتقاد ربی‏‏ها، بر‏‏اساس متن کتاب مقدس [۱۲] ذات متبارک خداوند به دنبال محلی بود تا درآن سکنی گزیند، اما این امرحاصل نمی‏‏شد تا آنکه خیمۀ عهد [۱۳]توسط موسی در صحرا برافراشته شد. از آن پس شخینای الهی درآن خیمه آرامش گرفت و بعد از آن در کوه سینا و سپس در بیت المقدس منزل گزید. [۱۴]
با آنکه در کتاب مقدس به هیچ روی لفظ شخینا حتی به عنوان حضور دائمی خداوند به کار نرفته و تلمود نیز به صورتی محدود در طرح مبانی دینی از این لفظ استفاده نموده است؛ اما در تصوف یهود این آموزه به نیمۀ مونث در خداوند تبدیل می‏‏شود. پیروان کابالا، شخینا را نیمۀ دیگر ان‏‏سوف نامیده و با تاسی به اسطوره‏‏های گنوسی براین اعتقادنند که شخینا به عنوان نیمۀ مادینۀ خداوند براثر گناه آدم ابوالبشر از نیمۀ دیگرش- ان سوف- جدا شد و به زمین هبوط کرد. [۱۵] از آن زمان بر اساس تعالیم کابالایی وظیفۀ هر فرد یهودی آن است تا به فرایندی که «ییحود» [۱۶] نام دارد و طی آن هماهنگی آغازین یعنی پیوند ان‏‏سوف و شخینا را رقم می‏‏زند کمک کند. این هدف با انجام تکالیف شرعی و عمل به تورات صورت می‏‏گیرد و اتحاد بین خدای نرینه و مادینه جزو تکالیف هر یهودی مومن است.



ارسال دیدگاه

اطلاعیه ها

بیشتر بخوانید