کابالیسم که میگن ….۱

کابالیسم که میگن ….۱

اصول و عقاید کابالیسم:
با توجه به پیشینۀ تصوف یهود، باورها و تعالیم بسیار متنوعی در این طریقت وجود دارد که در این مجال، تنها به ذکر چند مورد بسیار اساسی آن می‏‏پردازیم.

 

1_sheyatn_parasti__146_

لف) کابالا کلید اسرار تورات

کابالیست‏‏ها براین باورند که کشف بطون تورات و دست یافتن به اسرار آن، هدف عارف یهودی است. پس عرفان یهود یا کابالا در حقیقت کلیدی است برای باز کردن رموز و اسراری که در لایه‏‏های زیرین تورات، مکنون است. ایشان معتقدند که کلمات کتاب مقدس همچون لباسی است که بر اسرار و حقایق آن پوشانده شده است و وظیفۀ عارف یهودی آن است که با تامل و تدقیق در آیات تورات به کنه آن پی ببرد. بدین صورت کلمات وحروفِ کتاب مقدس، در نزد پیروان کابالا، معانی رمزی و عددی پیدا کردند و ایشان مدعی شدند که تنها خود بر این اسرار آگاهی دارند؛ لذا از بازگو کردن آن به نامحرمان ابا داشتند. پرداختن به اسرار موجود در تورات پس از مدتی تنها دلمشغولی عارفان کابالایی شد و ایشان را تا ساختن طلسم‏‏هایی جادویی پیش برد. از همین زمان بود که کابالا در وادی خرافات و جادو گرفتار شد و کار به جایی رسید که مسائل ماوراءالطبیعه و مشکلات علم کلام را نیز به وسیلۀ این طلسم‏‏ها پاسخ می‏‏گفتند. [۵]
ب) کابالا و همکاری با خداوند
خصیصۀ دیگر تصوف یهود، اعتقاد به شراکت و همکاری با خداوند است. از این منظر خدا انسان را آفرید تا همکار وی در باز گرداندن نظم آغازین باشد. این هماهنگی اولیه از سوی آدم ابوالبشر و با گناه او از میان رفت و به باور قوم یهود پس از آن، خدا این قوم را به عنوان انسان‏‏های برگزیده آفرید و تورات را به آنها ارزانی داشت تا بدین وسیله بنی‏‏اسرائیل با عمل به کتاب مقدس، خداوند را در بازگرداندن این هماهنگی یاری رساند. لذا قدرت و استعدادی که در نهاد عارف یهودی قرارگرفته برای سیطره برجهانِ جاندار و بی جان است تا به سودِ اهداف خود و در جهت کمالِ آفرینش، آنها را به کار گیرد، مهارکند و برآنها اثر بگذارد. [۶] همین نگرش باعث متمایز شدن عرفان یهود از سایرعرفان‏‏های ادیان توحیدی گشته است چرا که کمک و یاری انسان و داشتن فعالیتی مشترک با خداوند ایده‏‏ای است که برای اولین بار در میان این قوم پدید آمده است.
ج) ان سوف خدای مکنون
عرفان یهود، برخلاف سنت ارتدوکسی یهودیت، خدایی را معرفی می‏‏کند که سخت تحت تاثیر منابع گنوسی است. این خدا قدرتی است لایتناهی و غیر قابل فهم برای انسان‏‏ها که ان سوف نام گرفته است. این نام در قرن دوازدهم توسط اسحاق نابینا بر وجودی اطلاق شد که محل تعمق عارفان یهودی است. خدایی که از هر چیستی و کیستی مبرا است و هیچ صفتی را نمی‏‏توان برای او متصور شد. ان سوف در حقیقت با یهوه خدای یهودیان که در تورات به عنوان خالق معرفی شده است متفاوت است. این خدا در حقیقت نیرو و انرژی بیکرانی است که در چند مرحله به ظهور میرسد. ان سوف وجودی است که قادر به خلق مستقیم کائنات نبوده است لذا برای اینکه خود را به مخلوقاتش بشناساند ده صورت را از خود صادر کرده است که تجلیات دهگانه نام دارد. ان سوف خدایی است که در هاله‏‏ای ز ابهام قرار گرفته و از منظر کابالا طی مراحل گوناگون به فرایند آفرینش پرداخته است. اولین فعل ان سوف این بوده است که چون وجودش همۀ عالم را فرا گرفته بود و جایی برای خلق کائنات متصور نبود؛ لذا خود را جمع کرد و در خود عقب نشست تا فضا برای خلق مخلوقات فراهم شود. این ادعا اولین بار در قرن شانزدهم توسط اسحاق لوریا بیان گردید و «صیمصوم» نام گرفت. [۷]

 

 

 



ارسال دیدگاه

اطلاعیه ها

بیشتر بخوانید