وفاداری اصحاب کربلا

وفاداری اصحاب کربلا

یاران با وفا

وفاداری اصحاب کربلا :شب عاشورا شب حماسه یاران بود، شبی که اصحاب بایستی وفاداریشان را ثابت میکردند تا دل اهل حرم آرام بگیرد و بتوانند به عده قلیل خود اعتماد کنند.
وقتی حضرت زینب از نگرانیش در مورد خیانت اصحاب با برادرش امام حسین سخن میگفت، نافع بن هلال این صحبت را شنید و این نگرانی را به گوش حبیب بن مظاهر رساند. حبیب تمام یاران را جمع کرد و به آنها گفت که اهل حرم اضطراب خیانت ما را دارند. در اینجا اصحاب پشت خیمه حضرت زینب جمع شدند و گفتند (ای حریم رسول خدا (ص)! این شمشیر‌های جوانان و جوانمردان شماست که به غلاف نخواهد رفت تا این که گردن بدخواهان شما را بزند، این نیزه‌های پسران شماست، سوگند یاد کرده‌اند که آن را تنها در سینه کسانی که از دعوتتان سر بر تافته‌اند فرو برند.» وقتی اباعبدالله این حرکت حماسی را دیدند گفتند: من یارانی بهتر و باوفاتر از اصحاب خودم سراغ ندارم

امیری حسین

هر سال با شروع ماه محرم در حسینه ها و هیئات این ذکر بلند میشود: امیری حسین و نعم الامیر
اما جالب است بدانید این ذکر عالم گیر را یک نوجوان ۱۱ ساله به نام عمر بن جناده در میدان نبرد زمزمه میکرد
او همراه پدر و مادرش به کاروان امام پیوستند و بعد از اینکه پدرش به فیض شهادت رسید، مادرش بر تن او لباس رزم پوشید و او را راهی میدان کرد. او به میدان رزم رفت، شجاعانه میجنگید و فریاد میزد: امیری حسین و
نعم الامیر سُرُور فُؤادِ البَشیر النّذیر

آب نمینوشم!

در صحرای کربلا یکی از شب ها حضرت عباس همراه سی نفر که نافع بن هلال هم در بین آنها به چشم میخورد به قصد آب آوردن به فرات زدند. اطراف فرات را نیروهای دشمن محصاره کردند.
نافع وقتی به آب رسید عمرو بن حجاج زبیدی که در سپاه دشمن بود از او پرسید: کیستی؟
نافع جواب داد: از پسر عموهای تو؛ آمده‌ایم از این آب که ما را از آن منع کرده‌اید، بنوشیم.
گوارایت باد بنوش! ولی برای حسین(ع) از این آب مبر
نافع تا این کلام را شنید پاسخ داد: نه به خدا سوگند، قطره‌ای از آن آب نمی‌نوشم، در حالی‌که حسین(ع) و خاندان و یاران همراهش، همه تشنه‌اند.
بعد از آن درگیر شدند و بعد از کشتن چند تن از دشمنان آب را برای اهل خیمه ها بردند

بیشتر:
عشق به اباعبدالله،فراتر از سن و رنگ پوست
کتاب اصلاح فرهنگ نگرش اشتغال در جوانان
(وفاداری اصحاب کربلا)



ارسال دیدگاه

اطلاعیه ها

بیشتر بخوانید