غسل شکم و شانه

غسل شکم و شانه

کلافه شده بودم. گویا خداوند رهایم کرده بود و هیچ نگاهی به من نداشت. احساس می کردم مه دعایم از گلویم بیرون نشده ، حبط و نابود می شود. برای همچین مریضی هایی تنها یک طبیب حاذق در شهر می شناختم و آن فرزند محمد بن علی، جعفر صادق سلام الله علیهم بود. نزد امام رفتم و سلام کردم. با آغوش باز مرا پذیرفت و از من در خانه شان پذیرایی کرد. پس از چندی از من علت آمدنم را جویا شدند. گفتم:« برای پرسیدن سوالی خدمت حضرتتان آمده ام ، مدتی است هر چه دعا می کنم و هیچ استجابتی در کار نیست و بعضی اوقات حس می کنم از اساس دعاهایم حبط می شوند.» امام نگاهی به من کردندو فرمودند:« هرگاه مسلمانی خواست تا دعایش مستجاب شود ابتدا باید کار و کسب اش را پاک و طاهر کند و از عهدۀ حق مردم خارج شود ؛ زیرا دعای کسی که در شکم اش مال حرام است و یا بر دوش اش حقی از مردم است به آسمان نمی رسد.»



ارسال دیدگاه

اطلاعیه ها