آثار تسلیم بودن در برابر تقدیرات الهی در زندگی

آثار تسلیم بودن در برابر تقدیرات الهی در زندگی

آثار تسلیم بودن در برابر تقدیرات الهی در زندگی ما

آنچه در پی می آید واکاوی یکی از درجات سلوک و کمال یابی ((یعنی مقام رضا و تسلیم به مشیت و مقدرات خداوندی ))است. نویسنده در این مطلب با استناد به آیات و روایات، نقش و آثار تسلیم بودن در برابر تقدیرات الهی در زندگی بشر را ارزیابی و بررسی کرده است.

9

با هم این مطلب را که از فصلنامه فرهنگ کوثر شماره ۸۲ انتخاب شده از نظر می گذرانیم.

“رضا” مرحله ای از کمال ؛

اگر مراحل کمال انسانی را برشماریم، یکی از آنها رسیدن به مرتبه “رضا و تسلیم” است. وقتی بنده، خود را در قلمرو “ربوبیت خدا” می بیند و همه تقدیرات و تدبیرات خداوند را هم بر مبنای حکمت و مصلحت می شناسد، نتیجه آن می شود که بر آنچه خدا درباره او خواسته و مقدر کرده است، صبور و راضی و تسلیم می شود و هیچ اعتراضی نمی کند؛ نه نسبت به آنچه درباره خود او رقم خورده است، نه نسبت به دیگران و نه آنچه در عالم هستی می گذرد.

ما آبروی فقر و قناعت نمی بریم        با پادشه بگوی که روزی مقدر است (حافظ)

رسیدن به این کمال نفسانی، به بنده آرامش روانی می بخشد و از تلاطم روحی و تشویش و نگرانی می رهاند، همچون کشتی که در ساحل امنی لنگر می اندازد و آرام می گیرد. اگر خداوند برای بنده ای این را خواسته که فقیر باشد یا غنی، زشت باشد یا زیبا، کوتاه باشد یا بلند، سفید باشد یا سیاه، صاحب فرزند شود یا عقیم، به سلامت باشد یا بیمار، بنده مؤمن نسبت به آن راضی است و اعتراضی به کار خدا نمی کند.

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست       عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست (سعدی)

این حالت روحی که بسی ارجمند و عزیز و آرامش بخش است، حتی در تکالیف دینی و الهی هم اثر خود را می بخشد و اگر تکالیفی از سوی خداوند برای او مقرر شده است، از نماز و روزه و حج و زکات و… تسلیم است و نسبت به آنها هم انتقاد و اعتراضی ندارد و همه آنها را مایه خیر و سعادت می داند و از روح آرام و نفس مطمئنه برخوردار است.

رضا ،به قضا ،در بحث (رضا و تسلیم )که ارزشی متعالی است،

دریافت این نکته که وضع و حالتی از سوی خدا برای او “مقرر” شده، بسیار مهم است. چه بسا برخی از امور و اوضاع، نتیجه تنبلی و بیکاری و بی عاری و سهل انگاری باشد، یا برخی از محرومیت ها و ناکامی ها، پیامد ظلم و اجحاف و حق کشی دیگران باشد. اینها را نباید به حساب مقدرات الهی گذاشت و به آنها رضا داد و گامی برای رفع ظلم برنداشت. ظلم پذیری با “رضا به تقدیرالهی” فرق دارد. مسلمان، اگر مورد تعدی قرار گرفت، باید از خودش دفاع و رفع ستم کند. اگر بیمار شد، برای درمان باید به پزشک مراجعه کند، اگر تنگدست بود و مشکل معیشتی داشت، باید به فرموده خدا و رسول، درپی تلاش مقدس برای تامین معاش برود، نه آنکه ذلت پذیری و تحمل رنج بیماری و سختی های فقر و فلاکت خود را به حساب مقام رضا و تسلیم بگذارد و بگوید من به قضای الهی راضی ام، چون معلوم نیست وضعیتی که دارد، همان خواسته و مقدرالهی است! پس بازگشت سخن به آن جاست که وقتی علی رغم همه تلاش ها در محدوده توان خویش، وضعی داشت که روشن شد خدا چنین خواسته است، به خواسته الهی تن دهد و گله مند نباشد و چون از همه حکمت ها و مصلحت ها اطلاع ندارد، با دل سپردن به قضای الهی و پذیرش آنچه او خواسته است، به امنیت روانی و طمأنینه روحی می رسد و این جلوه ای از ولایت پذیری نسبت به پروردگار است که مولای همه است.

8

در حدیث قدسی آمده است: “من لم یرض بقضائی و لم یومن بقدری، فلیلتمس الها غیری (توحید صدوق/ ص ۳۷۱)

هرکس به قضای من راضی نیست و به تقدیر من ایمان ندارد، پس درپی خدایی دیگر غیراز من باشد”. آنچه انسان را به این مرحله از “رضا به قضای الهی” می رساند، معرفت خداست. هرکه خداشناس تر باشد، نسبت به خواست او تسلیم تر است. امام باقر(ع) در حدیثی به این نکته اشاره می فرماید: “احق من خلق الله بالتسلیم لما قضی الله من عرف الله،(بحار /۶۸/۱۵۳) شایسته ترین مردم برای تسلیم به آنچه خداوند مقدر کرده و قضای الهی است، کسی است که خدا را بشناسد”. بنابراین، انسان موحد و خداشناس، چون به حکمت الهی معتقد است و از پشت پرده هم خبر ندارد، اگر واقعا خدا باور باشد، به قضای او و تقدیر و مشیت پروردگار هم ایمان می آورد و تسلیم می شود و به این وسیله، مراتب معرفت و عبودیت و محبت خود را به مولایش ابراز و اثبات می کند.

یکی درد و یکی درمان پسندد               یکی وصل و یکی هجران پسندد

من از درمان و درد و وصل و هجران         پسندم آن چه را جانان پسندد     (باباطاهر)

رضا و آرامش روحی

اشاره شد که رضا به قضای پروردگار، آرامش بخش است. این نکته در مسائل مربوط به رزق و تندرستی و فقر و غنا هم صادق است و انسان را از دغدغه های بی جا و استرس ها و فشارهای روحی می رهاند. از امام علی(ع) روایت است که: “من رضی من الله بما قسم له، استراح بدنه (بحار/ ۶۸/۱۳۹)؛ هرکس به آنچه خدا برای او قسمت کرده راضی باشد، بدنش استراحت و آسایش می یابد”. در سروده های حکمت آمیز شاعران به این نکته فراوان اشاره شده و اینک دو عاشق متساوی الحقوق در عشق، یکی به وصال می رسد، یکی به هجران. دو کشتی متساوی الاساس هم در دریا، یکی به ساحل می رسد، یکی دچار طوفان می شود. دراین مقاسمه هم نیز بود مصلحتی که مسکنت به گدا و سلطنت به سلطان داد البته آن گونه که اشاره شد، این باور، نباید به ظلم پذیری و توجیه حق کشی های مستکبران و جابران بینجامد. در یک حدیث قدسی، به اسرار پشت پرده قضای الهی چنین اشاره شده است: “ان من عبادی المؤمنین لایصلحه الا الفاقه و لو اغنیته لافسده ذلک و ان من عبادی من لایصلحه الا الصحه ، و لو امرضته لافسده ذلک… لفضلی فلیرجوا و الی حسن نظری فلیطمئنوا و ذلک انی ادبر عبادی بما یصلحهم؛ (همان/ ص ۰۴۱) برخی از بندگان مؤمن مرا، جز فقر و تنگدستی اصلاح نمی کند و اگر او را توانگر سازم، ثروتمندی، او را فاسد می کند… برخی از بندگانم را هم جز تندرستی اصلاح نمی کند و اگر بیمارش کنم، این بیماری او را فاسد و تباه می کند. پس به نظر نیک و خیرخواهی من اطمینان کنید؛ چرا که من امور بندگانم را طبق آنچه به صلاح و مصلحت آنان است، تدبیر می کنم”. رضا به محبوب و مکروه گاهی آنچه مقدر شده، طبق دلخواه انسان است. اینجا رضا به قضای الهی چندان هنر نیست، هنر آن است که حتی در آنچه که موافق میل ما نیست، حالت رضامندی نسبت به خواسته خدا داشته باشیم و این، اوج کمال نفسانی یک مؤمن است. امام صادق(ع) این حالت را ریشه اصلی اطاعت خدا می داند و می فرماید: “رأس طاعه الله الصبر و الرضا عن الله فیما احب العبد اوکره(کافی/۲/۰۶) سرآغاز و اساس طاعت خدا دو چیز است: صبر و رضا از خدا در آنچه بنده دوست بدارد یا کراهت داشته باشد”. کسی که خدا را تنها در مسائل مورد دلخواه دوست دارد و می پسنددو رضامندی نشان می دهد، ولی در آنچه باب طبعش و موافق میلش نیست، هرچند به زبان نیاورد، ولی در باطن احساس نارضایتی دارد، از مقام “رضا” بسیار فاصله دارد. امام صادق(ع) درباره سیره حضرت رسول در این گونه موارد می فرماید: “لم یکن رسول الله(ص) یقول لشیء قد مضی: لو کان غیره: (میزان الحکمه/۶/ص۸۶۵۲) پیامبر خدا هرگز به آنچه گذشته است، نمی گفت: کاش غیر از این می شد!” این نشان می دهد که رضا، تنها نسبت به وضع حال یا آینده نیست، نسبت به گذشته هم باید رضا داشت.

پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت                آفرین بر نظر پاک خطا پوشش باد (حافظ)

آثار رضا و تسلیم در احادیث، آسودگی و شادمانی و آرامش را در سایه رضا و یقین برشمرده اند و حزن و اندوه و نگرانی را از پیامدهای نارضایتی و نداشتن یقین و باور دانسته اند (بحار/ ۶۸/۹۵۱) اما علاوه بر آثار روحی و روانی و دنیوی، آثار معنوی و اخروی هم بر این ملکه اخلاقی مترتب است که در احادیث بیان شده که برخی از آن ها از این قرار است: ۱- آرامش روحی: در کلامی از حضرت علی(ع) است که: “ارض تسترح(غررالحکم/ ح۳۴۲۲)؛ راضی باش، تا به راحتی برسی”. دقیقاً این کلام علوی، بیانگر اثر آرامش بخشی “رضا” است. ۲- دفع اندوه و افسردگی: از حضرت علی(ع) روایت است: “نعم الطارد للهم الرضا بالقضاء؛ (همان/ح۹۰۹۹) چه خوب طرد کننده ای است برای غم و غصه، رضا به قضای الهی”. ۳- احساس غنای روحی: از رسول خدا(ص) نقل شده که فرمود: “ارض بقسم الله تکن اغنی الناس؛ (میزان الحکم/ ح۳۱۳۷) به قسمت الهی (در روزی) راضی باش تا از بی نیازمندترین مردم باشی”. ۴- پاداش الهی: از پیامبر اعظم(ص) روایت است: “اعطواالله الرضا من قلوبکم تظفروا بثواب الله تعالی یوم فقرکم و الافلاس؛ (مستدرک الوسائل/۲/۲۱۴) از صمیم دل در مقابل خداوند راضی باشید، تا در روز نیاز و تنگدستی تان (در قیامت) به پاداش الهی دست یابید.”

رضا به داده بده، وز جبین گره بگشای           که بر من و تو در اختیار نگشاده است (حافظ)

رضا و تسلیم، نشانه کامل ایمان و حد اعلای یقین و شکر است و از جلوه های شاکر بودن بنده، آن است که به هرچه خواسته الهی باشد، تسلیم باشد و بداند که رضایت یا نارضایتی او در مشیت خدا تأثیری ندارد. پس بهتر آنکه به آنچه مقدر شده راضی باشد، تا هم راحت باشد، هم پاداش ببرد، هم ایمانش تقویت شود. خداوند خطاب به حضرت داود(ع) فرمود: ای داود! تو هم می خواهی، من هم می خواهم، و همان می شود که من می خواهم. اگر در برابر خواسته من تسلیم باشی، آنچه را تو می خواهی، من کفایت می کنم؛ ولی اگر به اراده من تسلیم نشوی، درخواسته ات تو را به رنج می افکنم، و در نهایت نیز، جز آنچه من خواسته ام، نمی شود. (محجه البیضاء/۸/۰۹) نمونه های عینی در حالات اولیای الهی، نمونه های گوناگونی از رضا و تسلیم نقل شده است؛ به چند نمونه اشاره گذرا می شود. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل: الف: حضرت ایوب(ع) با آن همه بلاها و رنج ها که دچارش شد، حالت رضای خویش را از دست نداد و قرآن، او را به صبر و رضا ستود. ب: حضرت یعقوب(ع) نیز وقتی به فراق یوسف(ع) دچار شد و فهمید که تقدیر الهی بر آن است، با گفتن “فصبر جمیل” تسلیم بودن خود را در برابر خدا و خواست او ابراز کرد. ج: حضرت ابراهیم(ع)، وقتی فرمان ذبح فرزندش اسماعیل(ع) را دریافت کرد و فهمید که باید در این آزمون الهی، مراتب ایمان و توحیدش را به اثبات برساند، فرزند عزیزش را به قربانگاه برد و کارد بر حلقومش نهاد. د: حضرت اسماعیل(ع) نیز، در آزمون یاد شده همراه صبر و رضای پدر گام برداشت و چون فهمید که فرمان ذبح از سوی خداست، اظهار رضا و تسلیم کرد و گفت: ای پدر! آنچه را مأموری اجرا کن، مرا صابر خواهی یافت. و چون هر دو تسلیم شدند و راضی گشتند (فلما اسلما…) و اسماعیل(ع) را بر زمین خواباند تا ذبح کند، فرمان خدا رسید و قربانی دیگری به جای او ذبح شد. هـ: امام حسین(ع) در آزمون سخت الهی در عاشورا، با فدا کردن همه عزیزانش در راه خدا، بر همه آن سختی ها صبر و شکیبایی نشان داد و در واپسین لحظات هم در قتلگاه، با جمله “الهی رضی بقضاءک و تسلیما لامرک…” سرود رضا و تسلیم سر داد.

سخن پایانی این که:

مقام رضا، مقام بلندی است که سالکان عارف به آن می رسند و بالاترین مرتبه آن، وقتی است که دو جانبه باشد، هم خدا از بنده اش راضی باشد، هم بنده از پروردگارش و این، همان فوز عظیم و رستگاری بزرگ است که خداوند برای ساکنان کوی رضا و پسندیدگان نظر محبوب، بیان می کند. (مائده/۹۱۱) بازیافتگان به محضر دوست نیز که خدا از آنان با عنوان زیبای “نفس مطمئنه” یاد می کند، از این ویژگی؛ یعنی رضایت دوجانبه محب و محبوب برخوردارند: (ارجعی الی ربک راضیه مرضیه ) (هجر/۸۲)

و چه زیباست سروده کلیم کاشانی که گوید:

گر به قسمت قانعی، بیش و کم دنیا یکی است           تشنه، چون یک جرعه خواهد، کوزه و دریا یکی است

حرص، گر دهقان نباشد، کشت را شبنم بس است       خوشه و خرمن به پیش چشم استغنا یکی است

نویسنده : جواد محدثی  منبع : روزنامه کیهان ۱۳۹۰
ویراستار : عارف صحت



ارسال دیدگاه

اطلاعیه ها

بیشتر بخوانید