خورشید زیر خورشید

خورشید زیر خورشید

نزدیک ظهر که خورشید می رفت به طرف تخت پادشاهی اش در وسط آسمان تکیه بزند و قدرت نمایی کند، از کنار مزرعۀ امام هادی علیه السلام رد می شدم. نیم نگاهی انداختم اما نتوانستم تشخیص بدهم چه کسی در زمین کار می کند. جلوتر که رفتم دیدم امام هستند و بدن شان از فرط کار غرق در عرق شده است. امام که نگاه سرشار از تعجب مرا خوانده بود، لبخندی زد و فرمود:« علی بن حمزه بدان که کار کردن شیوه و روش پیامبران و همۀ برگزیدگان خداوند است. از من بهترها که پیامبر و امیرالمونین بوده اند در این زمین ها کار می کردند پس چرا من کار نکنم.» حرفی نداشتم که بزنم از ایشان خداحافظی کردم و از شکنجۀ آفتاب به خانه پناه بردم.



ارسال دیدگاه

اطلاعیه ها

بیشتر بخوانید