بگو بسم الله

بگو بسم الله

با رسول خدا علیه و آله السلام بر شتری سوار بودیم و به جایی می رفتیم. پیامبر پشت من نشسته بودند. هوا گرم بود و اذیت کننده اما همین که کنار ایشان بودم به قدری لذت بخش بود که هیچ اذیت نمی گشتم. در حال لذت بردن از دقایق در کنار ایشان بودم که پای شتر لغزید و من و حضرت تکانی خوردیم و من عرض کردم:«لعنت بر شیطان» پیامبر که سخن من شنیدند، دستان گرم خود بر شانۀ من نهادند و فرمودند:« این طور صحبت نکن؛ زیرا در این حال ابلیس خرناسی نی کشد و می گوید که مرا یاد کرد و خدای خود را یاد نکرد ، بلکه زین پس در چنین وقایعی بگو «بسم الله»».



ارسال دیدگاه

اطلاعیه ها

بیشتر بخوانید