الگوسازی فرهنگی در کربلا بخش دوم (متن کوتاه)

الگوسازی فرهنگی در کربلا بخش دوم (متن کوتاه)

فرهنگ عاشقی

الگوسازی فرهنگی در کربلا بخش دوم (متن کوتاه) :کربلا، محفل عاشقان بود.
چه کسانی غیر از عاشقان امام حسین علیه السلام
می توانستند این همه مصیبت را تحمل کنند.
بین امام و اهل حرم و یاران با وفایش رابطه ای صمیمی و عاشقانه ای بود
که می گفتند: اگر هزار بار بمیریم و زنده شویم باز هم دست از تو برنمی داریم.
عشق و علاقه به امام فقط مختص به یارانش در کربلا نبود،
در سر تا سر دنیا عاشقان امام حسین علیه السلام در روز اربعین
به صورت میلیونی به کربلا می آیند تا آنجا برای مصیبت امام مظلومشان عزاداری کنند.
همه سختی ها و خستگی های راه را به جان می خرند
و به عشق امام عشق پیاده به سمت حرمش راه می افتند.
این است فرهنگ عاشقی که در دستگاه امام حسین علیه السلام خود نمایی می کند.

اصل گرایی در مقابل ظاهر گرایی

در بین دشمنان امام حسین علیه السلام کسانی بودند که نماز می خواندند
و به ظاهر برای رضای خدا با امام وارد جنگ شدند،
این ظاهر دین را گرفته اند و باطن آن که پیروی از حجت خدا و یاری اوست را رها کردنه اند.
اینها همان جاهلانی هستند که با رسول اکرم صلوات الله علیه همین کار را کردند.
امام حسین علیه السلام حقیقت و اصل نماز است.
دشمنان امام با لباس اسلام به جنگ اسلام رفتند.
از ویژگی های یک مسلمان، زیرک بودن اوست،
همیشه سران کفر از سادگی عده ای از مسلمانان استفاده کرده اند
و بهانه ای برای فریب آنها پیدا می کنند و مسلمانان را به جان هم می اندازند؛
از زمان امیرالمومنین علیه السلام با پیرهن عثمان تا به حالا با ایجاد تفرقه بین شیعه و غیر شیعه.
یک مسلمان واقعی به هیچ عنوان اصل را رها نمی کند و به ظاهر تمسک نمی کند.

فرهنگ مرگ آگاهی

کسانی به راه مستقیم امام حسین علیه السلام اعتقاد دارند شهادت در نظرشان شیرین تر از عسل است.
تحت هیچ شرایطی از مرگ در این راه که آغاز جاودانگی ایست نمی ترسند.
یاران امام در روز عاشورا همگی علم بر این داشتند که امروز شهید می شوند،
اما این مسئله برای افراد جان بر کف سیدالشهدا ذره ترس و وحشت نمی آورد
و اتفاقا نتیجه ای عکی این داشت و باعث شجاعت بی نظیری در هر کدام آنها می شد.
نمونه ای از این فرهنگ را در دوران دفاع مقدس دیدیم
که سربازان جان بر کف خمینی رحمت الله علیه بی تابی می کردند برای شهادت در راه اسلام.
جوانانی پاک و مومن که می دانستند خطر مرگ وجود دارد
اما ذره ای در عزمشان خلل ایجاد نشد، شهید حسین فهمیده نمونه ای از این فرهنگ مرگ آگاهی ها بود،
او در عین نو جوانی مردانگی کرد و جان خود را کف دست گرفت
و با دادن جانش کار بزرگی برای پیروزی اسلام انجام داد.

فرهنگ یقین محوری

فداکاری بزرگ امام حسین علیه السلام و یاران شهیدش جز با یقین به حقانیت راهشان ممکن نبود.
چطور می شود به راهی یقین نداشت ولی اینطور همه چیزت را در راه خدا بدهی.
همچنین یاران امام علیه السلام،
آیا غیر از اینکه یقین داشته باشی به امام و راهش می شودکاری به این عظمت را انجام داد.
آن چیزی که تحمل اینهمه سختی و رنج ها را
برای امام حسین علیه السلام و یارانش را برایشان قابل تحمل و شیرین می کرد
همین یقین محوری و باوری محکم به خداوند سبحان بود.
همین باور بود که حضرت زینب را بالای جنازه ابی عبدالله استوار ساخت
و از خداوند متعال طلب پذیرش این قربانی را داشت.
انقلاب اسلامی ما نیز با همین باورهای حسینی شکل گرفت که مصونیت و مراقبت از این باورها وظیفه سنگین مسؤلین است.

فرهنگ وفاداری

وفاداری ویژگی بزرگ است که هر شخصی این صفت را ندارد.
وفاداری در روز های خوشی و راحتی معنا ندارد زیرا در روز های رفاه و راحتی
همه خوشحال و راحت هستند و هر کس می تواند ادعای وفاداری بکند،
بلکه در مشکلات و روزهای سخت است که این صفت مهم نمود می کند،
صفتی که در تک تک هفتاد و دوتن از یاران امام حسین علیه السلام همچون در می درخشید.
به طوری که امام یارانش را امتحان می کرد نه برای اینکه از حال ایشان خبر نداشته باشد
بلکه برای اینکه آنها را به بقین برساند که هر کدام از یاران امام
از این امتحان حضرت سربلند بیرون آمدند.
و سرانجام در روز عاشورا تک تک این افراد باوفا با دادن با ارزش ترین دارایی خود یعنی جانشان به همه افراد عالم درس وفا دادند.
وظیفه ما و مسؤلین وفا داری به آرمان هایی است که در ابتدا مردم به همراه امام خمینی برایش انقلاب کرده اند است.

بیشتر:
الگوسازی فرهنگی در کربلا بخش اول (متن کوتاه)
دیگر تولیدات دیجیتال مجموعه:
کتاب اصلاح فرهنگ نگرش اشتغال در جوانان



ارسال دیدگاه

اطلاعیه ها